قالب پرشین بلاگ


شعر نو کردی
شیرکو بیکه س - عه بدوللا په شیو - جه لال مه له کشا - فه رهاد پیربال - سیمین چایچی
عباس کمندی هنرمند نامدار کرد، روز پنجشنبه بر اثر ایست قلبی درگذشت و اهالی این استان در فراق این هنرمند به سوگ نشستند.


به گزارش خبرنگار ایلنا در سنندج، مراسم تشییع پیکر عباس کمندی، عصر پنجشنبه اول خردادماه جاری در میان حزن و اندوه مردم هنردوست استان، از مقابل مسجد ملاویسی آغاز شد و پیکر او در قطعه هنرمندان بهشت محمدی سنندج به خاک سپرده شد.
در طول مسیر تعیین شده، دف نوازان با ذکر الله اکبر و لا اله الا الله محمد رسول الله، پیکر استاد کمندی را مشایعت کردند و همچنین هنرمندان این شهر نیز، موسیقی «چمری» را اجرا کردند.
نکته قابل توجه این مراسم عدم حضور بیشتر مدیران و متولیان فرهنگی استان بود به طوری که فقط چهره تنی چند از مسئولان از جمله اعضای شورای شهر سنندج، رئیس حوزه هنری کردستان، سرپرست سابق اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی کردستان و فرماندار سابق شهرستان سنندج نمایان بود که با توجه به جایگاه عباس کمندی قابل تامل است.
گفتنی است روزهای جمعه و شنبه، دوم وسوم خرداد ماه جاری، مراسم ختم این هنرمند در مسجد ملاویسی سنندج برگزار می‌شود.
عباس کمندی هنرمند، نقاش، نویسنده، شاعر و نمایش نویس کرد متولد سال ۱۳۳۱ در شهر سنندج است که از‌‌‌ همان سنین کودکی با ادبیات فولکلور کردی آشنا و آثار نبوغ وی برای آشنایان نمایان شد.
وی در سن ۱۶ سالگی به شعر سرایی، قصه نویسی، قصه‌پردازی مشغول بود؛ سال ۱۳۴۹ نیز در سن ۱۸ سالگی در یک مسابقه داستان نویسی در رادیو سنندج مقام اول را کسب کرد و با توجه به کسب این مقام، توسط مدیر وقت رادیو به کار در رادیو سنندج دعوت شد.
مرحوم کمندی در سال ۱۳۵۰ پس از شرکت در یک شب شعر، مسوولیت ترانه سرایی خانه فرهنگ و هنر به عهده وی گذاشته شد، تا سال ۱۳۵۶ حدود ۹۵ درصد ترانه‌هایی که در رادیو سنندج ضبط می‌شد از خانه فرهنگ و هنر ارایه می‌شد.
این هنرمند پیشکسوت کردستان پس از پیروزی شکوه‌مند انقلاب اسلامی، با همکاری گروه ˈکامکارهاˈ کارهای جدیدی را شروع کرد. سبک اشعاری آهنگ‌های عباس کمندی عاشقانه است و بیشتر آن‌ها از شاعران هورامان گرفته شده است و تا کنون از وی آهنگی راجع به جنگ و کشتار و خون ریزی ثبت نشده است.
سرودن اشعار بیش از ۱۵۰ ترانه، ساخت و اجرای بیش از ۶۰ آهنگ و ترانه، اجرا و ارایه مجموعه آهنگ‌های گلاویژ، پرشنگ، اورامان و کیژی کورد در ۳ شماره، گردآوری مظاهر فرهنگ فلکلوریک (فرهنگ مردم)، گردآوری و تحقیق زندگی نامه شخصیت‌های کرد و تبدیل آن به فیلمنامه از آن جمله سنجرخان، سید عطا کل، زندگی پهلوان حسین گلزار کرمانشاهی، غارت آثار زیویه و میر نوروزی از جمله فعالیت‌های عباس کمندی در طول ۶۲ سال زندگی هنری‌اش است.
فیلمنامه‌هایی نیز چون اسب، یک سبد علف، ارثیه مامه‌رحیم، نبرد رمادیه، کوچه سرخ، کاروانسرا و پهلوان پنبه، و تألیف کتاب‌های دیوان شعر کردی و فارسی و پهلوانان کرد زندگی نامه سید علی اضعر کردستانی از جمله آثار وی هستند.
همچنین از عباس کمندی علاوه بر چندین برنامه تلویزیونی، کتاب‌های دیوان شعر کردی و فارسی، جمع آوری اشعار دیوان میرزا شفیع، ورزش باستانی و پهلوانان کرد، زندگی نامه سید علی اضعر کردستانی، اورامان، رمزگشایی در مظاهر فرهنگی و گردآوری اشعار هیجایی ایرانی قبل از اسلام به یادگار مانده است.

[ جمعه 1393/03/02 ] [ ] [ ..:: مسلم معروفی ::.. ]


(توفان هماره در كمین بود)
برگی تمامی اسرار درختش را می‌دانست
پیوند میان او و تالاب و نجواهای شبانه
پیوند میان او و پرنده و نامة مزرعه و 
آمد و شد شعاع و حركت میان واژه و 
غروب در جنگل.
پیوند میان او و مهتاب 
پیوند سایه او و پسرك چوپان و 
نی‌لبك‌اش
(زمستان هماره در كمین بود)
دانه‌ای شن هم 
راز جویبار در سینه‌اش بود
رازو ریشه‌ها 
راز او و زلف گیاه و
راز او و رخسار دخترك چوپان و
راز او و سر‌چشمه
(سیلاب هماره در كمین بود)
توفان هجوم آورد
سیل هجوم آورد
برگ بر تخت شاخه و
شن بر بستر آب
هردو كشته شدند
اما هیچ‌كدام
راز عشق را نگشودند!

[ دوشنبه 1393/02/22 ] [ ] [ ..:: مسلم معروفی ::.. ]


آن‌گاه كه با ساقة تاكی بنویسم
تا كه برخیزم
سبد كاغذم از خوشة انگور پر شده است!
یك‌بار با سر بلبلی نوشتم
برخاستم... لیوان دم دستم لبریز از نغمه بود
روزی با بال پروانه‌ای نوشتم
برخاستم... سر میز و تاقچة پنجره‌ام
لبریز از گل بنفشه بود
زمانی هم
 كه با شاخه گیاه دشت انفال و حلبچه بنویسم
همین كه برخیزم...می‌بینم:
اتاقم، خانه‌ام، شهرم، سرزمینم
همه آكنده از جیغ و داد و
از چشم كودكان و
از پستان زنان!

[ دوشنبه 1393/02/22 ] [ ] [ ..:: مسلم معروفی ::.. ]



غروب 
در اجتماع درختان
هنگامی كه درختی سخن می‌گفت
بسیار به آن می‌بالید
كه كمانچه فرزند اوست!
در اجتماع بامدادی چند تالاب
آن‌گاه كه تالابی به سخن در‌آمد
بسیار به آن می‌بالید
كه بلندترین آبشار دختر اوست!
در اجتماع بیشه‌زار در‌ّه‌‌ای هم 
هنگام ظهر
وقتی كه نی لب به سخن گشود
بسیار به آن می‌بالید
كه نی‌لبك نوة اوست!
در اجتماع نهانی چند تپه‌ای
وقتی كه خاك به سخن درآمد
 بسیار به آن می‌بالید
كه زیباترین كوزه هم دختر اوست!
در اجتماع پرشتاب كوهستان
هنگامی كه كوهی نوبت سخنش در رسید
بسیار به آن می‌بالید
كه مرمر هم دختر اوست
شبی نیز در اجتماع ناآرامی
كه روستاهای كردستان گرد هم آمدند
هنگامی كه (گرد و خاك) سخن می‌‌گفت
بسیار به آن می‌بالید
كه بدینگونه
(نالی)* هم فرزند اوست!
* نالی: شاعر بزرگ كرد و هم‌طراز خواجه شیراز

[ دوشنبه 1393/02/22 ] [ ] [ ..:: مسلم معروفی ::.. ]



واژه‌ را كاشتیم 
برای آنكه در دشتها
فردا بروید!
واژه را با باد در‌آمیختیم
تا در آسمان
حقیقت پرواز كند!
شعر را ركاب سنگ كردیم
تا در كوهها 
تاریخی نو قیام كند!
ام‍ّا دریغا...دریغ!
دشتها را چنان برگی سوزاندیم
آسمان را قفس كردیم و 
كوهها را ترور...
بدین‌گونه شعر نیز
اینك به ویرانه‌ای سوخته مبدل شده است!

[ دوشنبه 1393/02/22 ] [ ] [ ..:: مسلم معروفی ::.. ]

ه‌ دووای خنکانی هه‌له‌بجه

سکاڵایه‌کی  درێژم نووسی بۆ خودا

به‌ر له‌ خه‌ڵکی بۆ دره‌ختێکم خوێنده‌وه‌

                                             دره‌خت گریا

  له‌ په‌ناوه‌ باڵنده‌یه‌کی پۆسته‌ چی  وتی:

          "باشه‌ کێ بۆت ده‌با؟

                 گه‌ر به‌ ته‌مای منی بیبه‌م

                  من ناگه‌مه‌ عه‌رشی خودا"

    بووه‌ شه‌و دره‌نگ

   


ادامه مطلب
[ دوشنبه 1393/02/22 ] [ ] [ ..:: مسلم معروفی ::.. ]
فرهاد پیربال شاعر مطرح کُرد که هفته گذشته در تهران شعرخوانی کرد، به حواشی پیرامون این برنامه و دلیل شعرخوانی به زبان فارسی واکنش نشان داد.

به گزارش خبرنگار مهر، فرهاد پیربال، شاعر مطرح کُرد، در برنامه‌ای که گفته شده بود به یاد شیرکو بی‌کس، شاعر تازه درگذشته کُرد در تهران برپا شده بود، شعرخوانی کرد. در این برنامه که با حضور جمعی از شاعران ایرانی مانند رسول یونان، علیرضا بهرامی، هرمز علیپور و مهدی اشرفی و نیز چهره‌هایی مانند بهرام ولدبیگی رئیس انستیتو فرهنگی کردستان و انور هژبری شاعر کُرد در کافه «چرا» برگزار شد، پیربال بخش‌هایی از شعرهای مجموعه‌ «مجنون‌نامه» خود را به زبان فارسی خواند.



ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1392/06/21 ] [ ] [ ..:: مسلم معروفی ::.. ]
میَژوو ده‌ڵیَ
سه‌دان كه‌رِه‌ت

گۆرِه‌پانی منیان
كرده‌ جه‌هه‌نده‌م
و
وڵاتیَكیان تیا هه‌ڵقرچان
!
به‌ڵام هه‌رگیز
نه‌یانتوانی
دوو دیارده
له‌سه‌ر سینگم بسرِنه‌وه
یه‌كیان كوردو

ئه‌وی
تریان
وشه‌ی پیرۆزی كوردستان
.
[ چهارشنبه 1392/06/20 ] [ ] [ ..:: مسلم معروفی ::.. ]

ره‌جمم بكه‌ن، تاوانبارم
سه‌رم بكه‌ن به‌بنچینه‌ی
مناره‌تان
وه‌رن بمكه‌ن به‌حه‌للاجیَ
بۆ سه‌مای سه‌ر قه‌ناره‌تان

تاقه‌
شیعریَكم ناتوانن ده‌سته‌مۆكه‌ن
له‌گیَژه‌نی هه‌ستی خۆمدا نوقمه‌سارم
!
ببن به‌خوا توورِتان ده‌ده‌م

خوای ئیَوه‌ ناپه‌رستم

نابم به‌به‌رد سه‌ری خه‌ڵكم
پیَ بشكیَنن
نابم به‌دار بۆ فه‌لاقه‌

چقڵی ئیَوه‌ قه‌ت نارِویَ

له‌ناو
بیَستانی سه‌د ته‌رزم
بۆ ئیَوه‌ قه‌ت لینی نابیَ

خامه‌ی ره‌نگینی
سه‌ربه‌رزم
سه‌ختم ویَنه‌ی پۆڵاو ئاسن
شه‌پۆلیَكی شیَت و یاخیم

خه‌وی
به‌نده‌ر ئه‌شیَویَنم
دیلم ده‌كه‌ن هانیَ ده‌ستم
ئه‌وه‌ش گه‌ردن هه‌ڵمواسن.

[ چهارشنبه 1392/06/20 ] [ ] [ ..:: مسلم معروفی ::.. ]

ژيان ، خاچيكي گرانه

من وه ك عيسا،

به ره و گردي ياخي بوون ، كيشي ده كه م

يان، گاشه به ردي تاوانه

من وه ك سيزيف

له بناري منداليوه

هه تا لوتكه ي مه رگي ده به م!

هه رچه نده بارم زور گرانه و

هه زار ساله

ئه م هه ورازه تووشه ده برم

به لام شادم

كه سه ر ئه نجام

له جولجوتاي عيشقا ده مرم!

[ چهارشنبه 1392/06/20 ] [ ] [ ..:: مسلم معروفی ::.. ]

 

راستش را بخواهید من نمیخواهم در هیچکدام از تپه ها و گورستان های مشهور شهرم به خاک سپرده شوم. اول به خاطر اینکه جای خالی نمانده و دوم برای اینکه من اصولا اینگونه جاهای شلوغ را دوست ندارم.

من میخواهم اگر شهرداری شهرمان اجازه دهد من را در جوار تندیس شهدای 1963 سلیمانی به خاک بسپارند.(فضای آنجا لذت بخش تر است و من نفسم نمی گیرد).

من دوست دارم پس از مرگم هم همراه و همدم با مردم شهرم و صدای موسیقی و رقص و زیباییهای این پارک باشم.

میخواهم کتابخانه و دیوانهای اشعار و عکس هایم را در یک کافه تریا و باغچه ای کوچک نزدیک مزارم بگذارید تا پاتوقی شود برای شاعران و نویسندگان و دختران و پسران عاشق و همه آنها مهمان من باشند.

من دوست دارم از الان مانند یک رویا تمام این صحنه ها را در این پارک ببینم.

من می خواهم همزمان با صدای دلنواز ساز و آواز و مقام علی مردان و سرود ” خدایا وطن را آباد کندر پرچم اقلیم کردستان کفن شده و به خاک سپرده شوم.

من میخواهم در مراسم خاکسپاری و تعذیه ام موسیقی نواخته شود و تابلوی هنرمندان شهرم بر روی مزارم گذاشته شود.

من میخواهم پس از مرگم جایزه ای ادبی سالانه ای به نام “بیکس” به زیباترین دیوان شعر داده شود و هزینه آن از آنچه به ارث می گذارم پرداخت شود./

[ چهارشنبه 1392/06/20 ] [ ] [ ..:: مسلم معروفی ::.. ]
شیرکو در شعر «بوسه‌های شیرین» مرگ خویش را با تولد چند شعر زیبا چنین پیش‌گویی کرده‌ بود:

«بوسه‌های شیرین»

کبک که می‌میرد

آوازهایی از خود

برای کوه بر جای می‌گذارد

زنبور که می‌میرد

بوسه‌هایی شیرین از خود

برای باغ بر جای می‌گذارد

طاووس که می‌میرد

چند پر رنگین از خود

برای گلدان بر جای می‌گذارد

آهو که می‌میرد

مشک از خود بر جای می‌گذارد

من که بمیرم

چند شعر تازه و زیبا از خود

برای کردستان بر جای می‌گذارم

13 مرداد 1392 تهران

[ دوشنبه 1392/05/14 ] [ ] [ ..:: مسلم معروفی ::.. ]

بارانيكي ليل ده باري له به ر ده ر كه ي هه لبه ستيكا راوه ستاوم دلم پر يه له هه نسك وچاوم ته ژي پر مه ي گريان

په ري!

ده ركه م لي كه ره وه خه م خه ريكه دلم ئه خوات/پيده كه ني ها كه

له به ر ده ر كه كه تا سينگي شه ق بي گول خه نده ران!

په ري!


برچسب‌ها: په ريي شيعر, جه لال مه له كشا, کاره سات, زره ي زه نجيري وشه ديله كان
ادامه مطلب
[ دوشنبه 1392/05/14 ] [ ] [ ..:: مسلم معروفی ::.. ]
دله گه وره كه شيركو بيكه س له ليدان كه ووت

[ دوشنبه 1392/05/14 ] [ ] [ ..:: مسلم معروفی ::.. ]

ماموستا شیرکو بی‌کس از شاعران بزرگ کرد که به عنوان «امپراتور شعر دنیا» لقب داشت، ساعاتی پیش در سن 71 سالگی درگذشت.


این شاعر بزرگ چندی پیش طی وصیتی که در رسانه ها منتشر شد خواستار آن شده که پس از مرگ وی پیکرش را در پارک آزادی سلیمانیه به خاک بسپارند و در مراسم سوگ وی تنها موسیقی بنوازند.

 

[ یکشنبه 1392/05/13 ] [ ] [ ..:: مسلم معروفی ::.. ]


به رنجي دايك به خيو كراموم

باوك ماندوبو .بونانو ئاوم

دايكي دلسوزم په روه رده ي كردم

ئه گه ر ئه ونه با زور زوده مردم

دايك زور له خوي خوشتري دويم

ئه وبه رگم ده شوا،ئه وراده خا جيم

پيلاوي دايك له باني چاوم

باوكم خوشده وي هه تا من ماوم

[ شنبه 1392/04/15 ] [ ] [ ..:: مسلم معروفی ::.. ]

دنیا خه‌مه‌، ژیان ژانه‌ 

 بۆ شاره‌که‌ی به‌هاری سوور

هیرۆشیمای کوردستانه‌

حه‌له‌بجه‌ی دایکی شاره‌زوور

کۆرپه‌ به‌ بێشکه‌ و لانکه‌وه‌

منداڵ به‌ سینگی دایکه‌وه‌

 بۆ یادی نه‌ورۆزی ئه‌مساڵ

سووتان و بوون به‌ کۆی زووخاڵ

 شه‌رته‌ هه‌موو به‌رد و داری

 حه‌له‌بجه‌ی تینووی رزگاری

 ده‌که‌ینه‌ خه‌نجه‌ری تۆڵه‌ی

 به‌رپشتێنی کورده‌واری


ئه مه ش گورانی ئه م شه عره به ده نگی ماموستا ناسر
http://www.youtube.com/watch?v=564xm_yxmRM&NR=1

[ شنبه 1392/04/15 ] [ ] [ ..:: مسلم معروفی ::.. ]

من كیلگه‌ی گه‌نم و جوی شیعر بووم

دایكیشم بارانی په‌له‌دان

من به‌ردی ناو لانكه‌ی شاخی بووم

دایكیشم نیشتمان

من كرمی ئاوریشمی قوزاخه‌ی به‌هره بووم

دایكیشم ده‌ره‌ختی برك و ژان

من جه‌سته‌ی مه‌لیكی سپی بووم

دایكیشم ئاسمانی وه‌ك قه‌تران



ادامه مطلب
[ شنبه 1392/04/15 ] [ ] [ ..:: مسلم معروفی ::.. ]

من ناوم خه‌ونه

خه‌لكی ولاتی ئه‌فسوونم

باوكم شاخه و

دایكم ته‌مه

من له سالیكی مانگ كوژراوو، له مانگیكی هه‌فته كوژراوو

له روژیكی سه‌عات كوژراودا

دوای شه‌ویكی پشت كوماوه‌ی هه‌وراز به كول

به‌ره‌به‌یانیكی زامدار

له شه‌فه‌قیكی كه‌سكه‌وه


ادامه مطلب
[ شنبه 1392/04/15 ] [ ] [ ..:: مسلم معروفی ::.. ]

خۆشه‌ویستی من!

چۆن به‌رایی دا،

چاوه‌کانت وا ببینێ من به‌ ته‌نیایی

خۆ دڵی من کۆتری بن گوێسوانه‌ی چاوه‌که‌ی تۆ بوو!

نه‌تده‌زانی من به‌ بێ تۆ

ڕۆحی نه‌سره‌وتم؟

وه‌ک گوڵی نێو شۆره‌کاتی وه‌رزی بێ باران

زڕ ده‌ژاکێ، سیس ده‌بێ، ده‌مرێ!

سه‌د مه‌خابن من ئه‌وینداری هه‌ژار و تۆ له‌ خۆبایی...

ئێسته‌ سه‌رگه‌ردان...

وا ده‌پێوم کوێره‌ڕێی سه‌ختی ژیانی تووش

توێشه‌ خاڵی، ده‌س به‌تاڵ و قاڵبێکی بێ دڵ و هه‌ستم!

ئیتر ئه‌م تاڵاوه‌ باده‌ش، ئۆقره‌ نابه‌خشێ

من ته‌ژی ده‌ردم

 نوقمی هاڵاوی خه‌یاڵم

شاعیرێکی شه‌وگه‌ڕی مه‌ستم

 ڕه‌نگه‌ نه‌مناسیته‌وه‌ ئه‌مجاره‌ بمبینی!

 به‌فری وه‌رزی خه‌م

 دۆڵی دڵمی کردووه‌ جێگه‌ی ڕنووی ماته‌م

ون بووه‌ سیمای لاوه‌تیم، ته‌نیا

تاپۆیه‌ک ماوه‌...

تاپۆیه‌کی نێو مژێکی خۆڵه‌مێشی خه‌م!

ڕه‌نگه‌ چاره‌نووسی من وابێ

وه‌ک چلۆن ته‌نیا له‌ دایک بووم

هه‌ر به‌ته‌نیاش ڕابوێرم ژین

تازه‌ ئاخر هه‌ر به‌ ته‌نیایی

سه‌ر بنێمه‌ باوه‌شی مه‌رگ و

بایه‌قوش له‌ کاولاشی نێو دڵی خۆمدا

بۆم بخوێنێ ئایه‌تی یاسین

خۆشه‌ویستم! کاتێ من مردم

قه‌د مه‌پرسه‌ چۆن به‌ بێ تۆ ژینم تێپه‌ڕ کرد

ژین نه‌بوو، هه‌ر ساته‌ مه‌رگێ بوو

قه‌ت هه‌واڵی شوێنی مه‌رگ و گۆڕه‌که‌م له‌ که‌س مه‌پرسه‌، به‌س

من به‌ڵینم برده‌ سه‌ر، په‌یمانه‌که‌م نه‌شکاند

کاتی مه‌رگیش دوا هه‌ناسه‌م هه‌ر به‌ یادی تۆوه‌ هه‌ڵکێشا

دوا وشه‌م هه‌ر ناوی تۆ، هه‌ر ناوی تۆ، هه‌ر ناوه‌که‌ی تۆ بوو!

[ دوشنبه 1392/03/20 ] [ ] [ ..:: مسلم معروفی ::.. ]
زۆر هه وڵ ‌ئه ده م

ره مزی ئه وین له نێو دڵما بشارمه وه

نه کا له پڕ ئه وین کوژێ

شوێن پێی ئاسکی سڵی ده شتی خه یاڵ هه ڵکات!

خامه ی یاخی ئۆقره ناگرێ

رازه کانم ئه درکێنێ

بێ قه رارم

وه ک مۆم له نێو ئاگردانی ئه وینێکا هه ڵکورماوم!

تۆ ده ریامی

منیش زامێکی ناسۆرم

تینووی قۆمێ،تنووکه ێی

چۆرێ ئاوم!

[ دوشنبه 1392/03/13 ] [ ] [ ..:: مسلم معروفی ::.. ]

ره‌جمم بكه‌ن، تاوانبارم

سه‌رم بكه‌ن به‌بنچینه‌ی مناره‌تان

وه‌رن بمكه‌ن به‌حه‌للاجیَ

بۆ سه‌مای سه‌ر قه‌ناره‌تان

تاقه‌شیعریَكم ناتوانن ده‌سته‌مۆكه‌ن

له‌گیَژه‌نی هه‌ستی خۆمدا نوقمه‌سارم!

ببن به‌خوا توورِتان ده‌ده‌م

خوای ئیَوه‌ ناپه‌رستم

نابم به‌به‌رد سه‌ری خه‌ڵكم پیَ بشكیَنن

نابم به‌دار بۆ فه‌لاقه‌

چقڵی ئیَوه‌ قه‌ت نارِویَ

له‌ناوبیَستانی سه‌د ته‌رزم

بۆ ئیَوه‌ قه‌ت لینی نابیَ

خامه‌ی ره‌نگینی سه‌ربه‌رزم

سه‌ختم ویَنه‌ی پۆڵاو ئاسن

شه‌پۆلیَكی شیَت و یاخیم

خه‌وی به‌نده‌ر ئه‌شیَویَنم

دیلم ده‌كه‌ن هانیَ ده‌ستم

ئه‌وه‌ش گه‌ردن هه‌ڵمواسن.

[ دوشنبه 1392/03/13 ] [ ] [ ..:: مسلم معروفی ::.. ]

شیعره‌كانم

بوون به‌گوڵ و

كه‌نیشكه‌كانی ئه‌مشاره‌چه‌پك چه‌پك

كردیان به‌هه‌دیه‌ی دڵداری

به‌ڵام هه‌رگیز كچیَ نه‌هات

بڵیَ جه‌لال:

ئه‌ی خۆت بۆ هیَنده‌ خه‌مباری؟!

[ دوشنبه 1392/03/13 ] [ ] [ ..:: مسلم معروفی ::.. ]
... چل ساڵه‌ من

ته‌رمی خۆمم له‌كۆڵ ناوه‌

ده‌یگیَرِم و ئه‌شك ئه‌رِیَژم

ریَگه‌ی دووری ته‌مه‌ن ئه‌برِم

بستیَ خاكم ده‌ستناكه‌ویَ

ئه‌م جه‌سته‌ پرِ له‌ئازاره‌ی

تیا بنیَژم!

[ دوشنبه 1392/03/13 ] [ ] [ ..:: مسلم معروفی ::.. ]
بووم به‌شاعیر

ده‌ردو ئازارم هه‌ڵبژارد

له‌كارگه‌ی چه‌وساوه‌كانا

شیعره‌كانم كرده‌ تفه‌نگ

به‌ڵیَنم داوه‌ چه‌پكیَ تیشك

له‌خۆر بدزم

بیده‌م له‌پرچی شه‌وه‌ زه‌نگ!


[ دوشنبه 1392/03/13 ] [ ] [ ..:: مسلم معروفی ::.. ]
ده‌پرسی بۆ
خۆم خسته‌ ناو ئه‌م فه‌رته‌نه‌؟
من ده‌مه‌ویَ
به‌گاسنی وشه‌ی شیعر
وه‌رزی تازه‌ بكیَڵمه‌وه‌
بۆ چاندنی زه‌رده‌خه‌نه‌.

[ دوشنبه 1392/03/13 ] [ ] [ ..:: مسلم معروفی ::.. ]
ئاخۆ ده‌بیَ،
ئه‌و رۆژه‌بیَ
كاوه‌ی كورِم
جانتای سه‌فه‌ر كاته‌ شانی؟
ده‌ڵالانی به‌ر گاراژی شاری سنه
هاورابكه‌ن:
سلیَمانی، س
لیَمانی!

[ دوشنبه 1392/03/13 ] [ ] [ ..:: مسلم معروفی ::.. ]
ئەگەر بڵێم شەوانە بۆ ئەستێرە و مانگ باسم کردویت..
ئەگەر بڵێم لە دڵمدا وەک نەمرێک پەیکەرم بۆ دروست کردویت..
ئەگەر بڵێم ھەرگیز پێکە شەرابێکم بێ تۆ نەخواردوەتەوە..
...لەگەڵ خۆمدا بۆ ھەموو مەیخانەکانی شارم بردویت..
ئەگەر بڵێم ھەمو شەوێ بەر لە نوستن ماچم کردویت..
ئەگەر بڵێم لە ھەر کوێ بۆنم کڕیبێت..
ئەبێ پێشان جارێ بۆنی قاوە بکەم!
چونکە ھێندە بۆنم کردویت..
من ئەزانم باوەر ناکەیت!
ئەزانی بۆ ؟!
چونکە عەشق وەکو من شێتی نەکردویت!
ھەرچی ھەستی دوری ھەیە لێی نەبردویت!
چونکە تۆ ھێندە عاشق نیت ھەڵممژیتە ناختەوە!
ئەو کاتەی ئاخ ھەڵئەکێشیت..
چونکە تۆ ھێشتا ناتوانیت..
بە برژانگت لەسەر دیوار..
وێنەی چاوی من بکێشیت!


 

[ دوشنبه 1392/03/13 ] [ ] [ ..:: مسلم معروفی ::.. ]
شه هید
کاتی زانیان
دلت پاپوری ئه وینه وبو گه یشتن
به به نده ری خوشه ویستی
ده ریای شه خته و سه هول ئه بری
کاتی زانیان هاتن سینگتیان هه لدری !
دلت پردیکه پان و پور
به ره و ناخی میژووی جیهان
ده ستی کویستانت گرتووه و
له قولایی مه رگ و خوینا
ئه یبه ی به ره و کوشی ژیان
په رده ی وه رزی زریان ئه دری
هاتن سینگتیان هه لدری !

کاتی زانیان
بورکانه دامراوه کان ئه خروشینی
بوومه له رزه خنکاوه کان
له ناو خوینتا ئه جوینه وه
نه خشه ی جیهان ئه شیوینی
سنووره کان له ژیر پیتا ئه تویته وه
وه ک بلیسه ی کلپه ی ئاگر
له ناو شه وه زه نگا ئه گری
هاتن سینگتیان هه لدری !


کاتی زانیان

ناوت بوه به جوانترین وشه ی ئه وین
دلداره کان ئه بزوینی
ده نگت بووه به چه پکه تیشک
شه وی چلکن ئه شله قینی
شانت داوه به ژیر خه می نیشتماناو
فرمیسک له چاو هه ژار ئه سری
هاتن سینگتیان هه لدری !

کاتی زانیان
کویستانت کردووه هیلانه
به شمشالی لووله ی تفه نگ
دلداره کان بو جیژوانی چیا ئه چری
هاتن سینگتیان هه لدری !
هاتن سینگتیان هه لدری !

جه لال مه له کشا

سالی 1368 سنه
 
[ دوشنبه 1392/03/13 ] [ ] [ ..:: مسلم معروفی ::.. ]
بڕیارم دابوو تا دوایین هه ناسه م

له ناو کۆڵانی هیچ عه شقێکا

پیاسه ی دڵداری نه که م

به ڵام که چاوه کانتم دی

دڵم

خۆی بوو به کۆڵانێک

بۆ پیاسه ی هه ناسه ی تۆ

[ دوشنبه 1392/03/13 ] [ ] [ ..:: مسلم معروفی ::.. ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

ئه من موسلمم خه لكي شاري مه ريوان هيوادارم ئه و كه سانه ي كه سه يري وبلاگه كه م ده كه ن له ته واوي بواری ژيانيان دا هه ر سه ر كه و تو بن , باشي يان خرا پي ئه م وبلاگه بلين تاكو له سه ر ئه م وبلاگه زياتر كار بكه م و به دلتان بيت .
××××××××××
××××××××××
کردها مردمانی که سلوکی ها ـ پارتها ـ ساسانیان و در قرون وسطی خلفای عرب ، مهاجمین مغول آتابانهای ترک برایشان تاختند . سلاطین بسیاری آنان را در طوایف بزرگ به سرزمینهای دیگر کوچانده و سرکوب کرده و به انقیاد در آوردند و سر انجام تقسیمات سیاسی در قرن نوزدههم و بیستم آنان را در میان پنج کشور ایران ـ ترکیه ـ عراق ـ سوریه -اتحاد شوروی پراکنده ساخت. کُردها در زمینه تاریخی ـ فرهنگی اش به عنوان قومی کهن در تاریخ تهاجم ها و مقابله ها و نبردها استوار تا پای جان ایستاده میتوان شناخت ، روح کُرد انعکاس طبیعت اوست، روح کرد هم لطیف و مهربان است در برابر دوست و هم خشن و جنگجوی قهرمان است در برابر دشمن ...
برای تاریخ کرد و سابقه آن میتوان تاچند هزارسال پیش ازمیلاد به عقب برگشت که بقول دکتر”سپایرز” : سابقه کرد راتا شش هزارسال قبل ازمیلاد درکوههای زاگروس تشخیص داده میگوید”تاریخ ، ملتی کهن تر از کرد در این سرزمین نشان نمی دهد”.